الغزالي

55

كيمياى سعادت ( فارسى )

سعيد مسيّب ( رض ) مىگويد كه « هيچ پيغامبر نفرستاد حق - تعالى - كه نه ابليس از وى به سبب زنان هنوز نوميد نبود ، و من بر خويشتن از هيچ چيز چنان نترسم كه از اين ، و بدين سبب جز اندر خانهء خويش و خانهء دختر خويش نشوم . » و بدان كه اندر اين شهوت نيز افراط هست و تفريط و ميانه . افراط آن بود كه چنان شود كه از فواحش [ 1 ] شرم ندارد و همگى خويش بدان دهد . و چون چنين بود شكستن آن واجب بود به روزه ، و اگر شكسته نشود نكاح كند . و تفريط آن بود كه شهوت بكلّى بشود ، و اين نقصان بود . و اعتدال آن بود كه شهوت بود و زير دست بود . و كس بود كه چيزها خورد تا شهوت وى زيادت شود - و اين از جهل بود و مثل وى چون كسى بود كه آشيان زنبور بشوراند تا اندر وى مىافتند و وى را مىگزند . مگر كسى كه نكاح كرده بود و مقصود وى نگاه داشتن سوى [ 2 ] زنان بود ، كه حصن ايشان مردان‌اند . و اندر غرايب اخبار است كه رسول ( ص ) گفت : « در خويشتن ضعف شهوت ديدم ، جبريل ( ع ) مرا هريسه [ 3 ] فرمود . » و سبب آن بود كه وى نه زن داشت و ايشان بر همه عالميان حرام شده بودند و اميد ايشان از همه عالم گسسته بود . و يكى از آفات اين شهوت عشق است ، و سبب آن معصيتهاى بسيار باشد ، و اگر اندر ابتداى آن احتياط نكند ، از دست در گذرد . و احتياط ، نگاه داشتن چشم است . اگر باتفاق چشم بيوفتد ، دگر بار نگاه داشتن آن آسان بود ، اما اگر فرا گذارد ، باز ايستادن دشوار بود ، مثل نفس اندر آن چون ستورى است كه ابتدا قصد جايى كند ، عنان وى برتافتن آسان باشد ، و چون در شد دنبال [ 4 ] وى گرفتن و بيرون كشيدن دشوار بود . پس اصل نگاه داشتن چشم است .

--> [ 1 ] فواحش ( ج فاحشه ) ، كارهاى زشت . [ 2 ] سوى . . . ، جانب . . . [ 3 ] هريسه ، آش گندم ، هليم . [ 4 ] دنبال ، دم .